سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385
عشق یعنی چه؟
عشق یعنی چه...
شاگردی از استادش پرسيد:"
عشق چیست؟ "
استاد در جواب گفت: " به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچينی! "
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسيد: "چه آوردی؟ "
و شاگرد با حسرت جواب داد: " هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه های پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا کردن پرپشت ترين، تا انتهای گندم زار رفتم ."
استاد گفت: " عشق يعنی همين! "
شاگرد پرسيد: " پس ازدواج چيست؟ "
استاد به سخن آمد که : " به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی! "
شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت . استاد پرسيد که شاگرد چه شد و او در جواب گفت: " به جنگل رفتم و اولين درخت بلندی را که ديدم، انتخاب کردم. ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم."
استاد باز گفت: " ازدواج هم يعنی همين!!

ادامه مطلب
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 16:47 توسط : عماد
یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385
می خوام بلند داد بزنم که زندگیم فقط تویی
خوبی ها رو جمع بزنم بگم دل و جونم تویی
بدی رو تفریق کنم به عشق ضریب دو بدم
بگم که توی زندگیم فقط تویی
نمی ذارم کسی بیاد جذر محبت بگیره
زودی بهش توان می دم تا عشقمون جون بگیره
اینو بدون
هرجا باشم عشقتو تقسیم نمیشه
معادله عشقمون بدون تو حل نمیشه 

ادامه مطلب
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 15:46 توسط : عماد
چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385

پروردگار: قابل توصيف نيست
تولد: آغاز راه هاي مرگ
زندگي: تلخ است،زندگي زندگي خسته ام خسته ام
گوشه زندون غم دست وپا بسته ام
كودكي: پيش پرده فيلمي به نام جواني،كه در كودكي ميگويند دوست بدارودر جواني مي گويند فراموشش كن
جواني: من در اين سن جواني ز جهان سير شدم
گرچه صورتم جوان است ولي پير شدم
اميد: جون تو ندارم
آرزو:آرزو دارم كه هيچ آرزويي نكنم
نگاه:هزاران راز نهفته در خود
سكوت: دنبال كدوم خط و كلامي
سكوت گفتن تموم حرفاست
قلب:كليد قلبمو دادم بهت گم نكني سر به هواي من
عشق:جاده اي كه پايان ندارد
ادامه مطلب
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 22:37 توسط : عماد
شنبه دوم اردیبهشت 1385
تو بهانة قشنگي كه هميشه زنده باشم
به هواي ديدين تو پر شعر تازه باشم
همه شب به خاطر تو لب پنجره نشستم
كه تو را ببينم اما ز فراغ تو شكستم
شب و روز من تو بودي گل هميشه بهارم
دلم از تو جان گرفته به خدا در انتظارم
همه زندگي برايت غزل و ترانه گفتم
ز خيال سبز رنگت به خدا شبي نخفتم
نظري به اين گدا كن كه به غصه ات دچار است
گل عشق من كجايي كه حمید تو بيقرار است

ادامه مطلب
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 17:36 توسط : عماد