تبليغاتX
سیاهپوش عشق
سیاهپوش عشق
یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385



  روي تخته سنگي نوشته شده بود: اگر جواني عاشق شد چه کند؟

من هم زير آن نوشتم: بايد صبر کند.

 براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود:

اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ من هم با بي حوصلگي نوشتم:

 بميرد بهتر است. براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم.

انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد. اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم.


 


ادامه مطلب

لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 16:36 توسط : عماد
دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385


براي عاشق شدن ، ناله كردن،گريه كردن تو بهترين بهانه اي

براي دست تكان دادن ، فرياد زدن، عاشق شدن، تو بهترين بهانه اي

 براي شمع روشن كردن ، دعا كردن ، خوابيدن تو بهترين بهانه اي

 پس بهانه اي با ش براي هر چيز

 


ادامه مطلب

لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 22:4 توسط : عماد
جمعه سیزدهم بهمن 1385


هرگاه يك مصيحي مي ميرد

 بر سر مزارش صلييبي مي آويزند

 تا همه بدانند كه آنجا گوري است

تو نيز بر گردنت صليبي بياويز

تا همه بدانند سينه تو گورستان عشق من است

 


ادامه مطلب

لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 16:8 توسط : عماد

RSS

طراح قـالب : عماد