پنجشنبه ششم دی 1386
نامه هاي سوخته
احساس ميکردم عشق و شوق قصد سفر کردن از قلبم را دارند و من از درد آسوده مي شدم.
اما صداي آرزومندانه اش را از بقاياي ساغر شکسته اي شنيدم.
دوباره خاطرات به مغزم هجوم آوردند و با چشماني اشک ريز به استقبالشان رفتم.
در شبي سياه با ظلمتي کشنده در کنار نامه هاي عاشقانه به خواب رفتم.
قسم خوردم نخوابم و شيريني رويا را نچشم، نامه ها را به آتش انداختم و انگار سوختن عزيزي را در ميانه ي زبانه هايش به تماشا نشسته بودم .
قصه ي عشقمان کشته مي شد از ابتدا تا انتهايش .
آنها را به آتش کشيدم و قلبم را نيز به عمق هيزم سوزان انداختم .
و در قلب آتش خاکستر انساني بر خاکستر عشقش اشک مي ريخت....
ادامه مطلب
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 19:28 توسط : عماد
چهارشنبه پنجم دی 1386
طوفان روح
قايقي غرق مي شود و ملوان فرياد مي زند.
کجاست ساحل اميدواري اي سيلاب اندوه؟ شبهايم را ستاره مي شمرم و روزهايم ابريست.
شيون کن اي زخم ، خدايا فريادم را بشنو . براي قايق خشمگين تندي باد معنايي ندارد.
قلب بادبان کهنه و فرسوده قايق سوراخ شده و من بيمار و رنگ پريده خيال وداع ديوانه ام مي کند.
اي دنيا با تمسخر به من نگاه کن .
اي رعدها قهقهه بزنيد ،محبوبم را ديگر نمي بينم و عشق هرگز بر نمي گردد.
به ضمانت غرور به دهان آتشفشان رفتم و شب تاريک و مست، نابودي و هلاک را به من وعده مي داد.
روزها به لبخند يک روزنه رفتند و در آغوش کشيدن صخره ها را فقط تاريکي نظاره گر شد.
اي ساحل آرامش در زير تخت نور خيال مفتون کننده ات را در خواب ديدم.
بکوبيد اي سالها پاره کنيد اي سر نيزه ها هر برقي که درخشيد درخشش دروغ تو را نمايان تر کرد.
قبل از امروز نمي دانستم که محبت اينگونه است .
قبل از امروز باور نمي کردم که چشمهايت اين چنين خيانت مي کنند .
بخند اي دنيا ... محبوبم را ديگر نمي بينم و عشق هرگز برنمي گردد.....
ادامه مطلب
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 15:8 توسط : عماد
چهارشنبه پنجم دی 1386
اگه يکي رو ديدي وقتي داري رد ميشي برميگرده نگات ميکنه، بدون براش مهمي.
اگه يکي رو ديدي وقتي داري ميفتي زمين. برميگرده با عجله مياد به سمتت، بدون براش عزيزي.
اگه يکي رو ديدي وقتي داري ميخندي برميگرده نگات ميکنه، بدون واسش قشنگي.
اگه يکي رو ديدي وقتي گريه ميکني مياد باهات اشک ميريزه، بدون دوستت داره.
اگه يکي رو ديدي وقتي داري با يکي ديگه حرف ميزني ترکت ميکنه، بدون عاشقته. !!
ادامه مطلب
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 15:7 توسط : عماد
سه شنبه چهارم دی 1386
خدايــــــــــا اگر مـــا بد كنيــــــــم تورا بنـــــــده هاى
خــــوب بسيــــــــار اســــــــت
تــــــــــو اگر مــــدارا نكنـــى
مـــــارا خداي ديگر نيســت
دربيكران زندگي دوچيز افسـونـــم كــرد
آبــــــــــى آســمان وخدا
آبى آسمان را ميبينم و ميدانم كه نيست
خدارا نمى بينم و ميدانم كه هست
ادامه مطلب
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 17:35 توسط : عماد