دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388
شب را دوست دارم به خاطر تاريکي
تاريکي را دوست دارم به خاطر تنهايي
تنهايي را دوست دارم به خاطر فکر کردن
فکرکردن را دوست دارم به خاطر تو
تو را دوست دارم به خاطر چشمانت
چشمانت را دوست دارم به خاطر...
قطرات اشکي که مي دانم بر سر مزارم خواهي ريخت
ادامه مطلب
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 15:29 توسط : عماد

